جمعى از علما

105

جامع المقدمات ( جامعه مدرسين ) ( فارسي )

فيه وى سه باب است « 1 » . باب تفعلل ، تفعلل يتفعلل تفعللا چون تدحرج يتدحرج تدحرجا ودر ماضي اين باب يك حرف زايد است . باب افعنلال ، افعنلل يفعنلل افعنلالا چون احرنجم يحرنجم احرنجاما . باب افعللال ، افعللّ يفعللّ افعللالا چون اقشعرّ يقشعرّ اقشعرارا ودر ماضي هر يك از اين دو باب دو حرف زايد است . فصل : [ اقسام اسم ] بدانكه اسم بر دو قسم است : مصدر وغير مصدر ، مصدر آن است كه در آخر معنى فارسي وى تا ونون يا دال ونون باشد مثل القتل ( به معنى كشتن ) والضّرب ( به معنى زدن ) وفعل ماضي ومضارع وامر ونهى واسم فاعل واسم مفعول واسم آلت واسم زمان ومكان همه از مصدر مشتق‌ّاند . فصل : [ باب فعل يفعل ] باب فعل يفعل النّصر ( يارى كردن ) ماضي وى ، چهارده مثال بود شش مغايب ومغايبه را بود وشش مخاطب ومخاطبه را ودو حكايت نفس متكلّم را . آن شش كه مغايب را بود سه مذكّر را بود وسه مؤنّث را ، آن سه كه مذكّر را بود چون : نصر نصرا نصروا وآن سه كه مؤنّث را بود چون : نصرت نصرتا نصرن وآن شش كه مخاطب را بود سه

--> ( 1 ) فعل مجرّد ( ثلاثي ، رباعي ) از مصدر ، ومصدر مزيد فيه ، از فعل ، مشتق وگرفته مىشود .